تا کی نگاه بی رمقت جانب در است

یکشنبه 22 اردیبهشت 1392 02:33 بعد از ظهر
طبقه بندی:اشعار احسان اکابری، 


تا کی نگاه بی رمقت جانب در است

عشق تو سال هاست در آغوش دیگر است

حالا که بی بهار ، خزان می رسد ز راه

یاد گذشته نیز فقط زجر آور است

تقدیر سکه ایست دو رو ، سنگ یا غبار

تنها جواب آینه ی زود باور است

این داغ ، تازه نیست که بر دل نشسته است

این گرگ سال هاست که با من برادر است *

عمریست من به خون خودم دست شسته ام

وقتی دو سوی جنگ چنین نابرابر است

قدری صبور باش که فرجام می رسد

قدری درنگ کن که نفس رو به آخر است


دانلود فایل صوتی شعر با صدای خودم

شاعر احسان اکابری


* این گرگ سال هاست که با گله آشناست (پروین اعتصامی)


این قدر بس که غمی باشد و حالی برسد

سه شنبه 1 اسفند 1391 12:05 قبل از ظهر
طبقه بندی:اشعار احسان اکابری، 

سلام

بخاطر ضعف شدید بینایی و و توصیه پزشک های فوق تخصص 
 مجبورم دیگه روی نت کمتر فعالیت کنم 

برام دعا کنید



این قدر بس که غمی باشد و حالی برسد

عشق حکم است نباید به وصالی برسد

آه  ، این بخت گل آلوده چرا نگذارد

یک کف دست به ما آب زلالی برسد

حرف ناگفته که کم نیست ولی می ترسم

بغض بر بغض شود بار و به لالی برسد

پر زدن ساده ترین شیوه ی تنها شدن است

درد باید بکشد هر که به بالی برسد

بین ما فاصله آن نیست که لازم باشد*

پلک بر هم بگذاریم و خیالی برسد

من و تو باید از این گردنه ها رد بشویم

کاش مردم بگذارند مجالی برسد


شاعر احسان اکابری

*میشه اینجوری هم نوشتش (بین ما فاصله ای نیست که لازم باشد)



عاشقا به عشقشون نمی رسن

چهارشنبه 25 بهمن 1391 11:02 بعد از ظهر
طبقه بندی:ترانه، 


خیلییا میگن که رسمه از قدیم

عاشقا به عشقشون نمی رسن

واسه اینکه دردمون نگفتنی ست

خیلی حرفا به زبون نمی رسن


دل مردم دیگه از آینه نیست

شیشه ها دونه به دونه سنگ شدن

مهربونی ها همه دروغی ان

عاشقا هم این زمونه سنگ شدن


تلخه باورت بشه تو زندگی

دیگه عشقو هیشکی باور نداره

هر چه می ریم به تهش نمی رسیم

زندون تنهایی مون در نداره


میدونم یه روز میاد که عشق ما

قصه ی هر شب مادرا میشه

بچه ها با یاد ما بزرگ میشن

عشقمون باور آدما میشه


احسان اکابری



عمری زدم برای تو خود را به هر دری

سه شنبه 24 بهمن 1391 07:10 بعد از ظهر
طبقه بندی:اشعار احسان اکابری، 


عمری زدم برای تو خود را به هر دری
مزد من این نبوده شوی یار دیگری
جای گلایه نیست که رسم زمانه است
ما را اگر ندیده بگیری و بگذری *
نگذار در تو حرف حسودان اثر کند
در لشکرت نمانده به جز من دلاوری
با اینکه قلب سرد تو از جنس آهن است
هرگز میان شعله نیانداختم پری **
من شهره در تمام جهانم که بی دلم
تو شهره در تمام جهانی که دلبری
ای شمع خاطرات شبت را مرور کن
شاید مرا دوباره به خاطر بیاوری ***

اکابری

میشه این مصرع رو اینجوری هم نوشت ( ما را ندیده باز بگیری و بگذری )
**رستم با آتیش زدن پر سیمرغ از اون کمک میخواست
** این مصرع ظاهرا از خانم مژگان عباسلو هست


سلام

یکشنبه 22 بهمن 1391 03:05 بعد از ظهر
طبقه بندی:دلنوشته ها، 

سلام

حدوداً دو ماه پیش در آزمون استخدامی شبکه بهداشت و درمان شهرستان شرکت کردم و موفق شدم از میون شرکت کننده های دوتا شهرستان نمره قبولی رو بدست بیارم ( من مدرکم کاردانی کامپیوتر هست و رقیبهام اکثراً مهندسی و کارشناسی ارشد کامپیوتر داشتند )
برام دعا کنید که باقی مراحل هم حل بشه و انشالله بزودی برم سر کار
سپاس

پ.ن :
نظر دهی زیر این مطلب غیر فعال است 


ننه

چهارشنبه 27 دی 1391 02:02 قبل از ظهر


برای عزیزی که مثل مادر بزرگم بود فاتحه ای بخونید
امشب رفتم پیشش فقط نفس کشیدنش نشون میداد زنده ست 
الان خبردار شدم که فوت کرده
دلم گرفت
ننه خدا رحمتت کنه


شمع بودم سوختم این دود ، آه آخر است

جمعه 17 آذر 1391 12:28 بعد از ظهر
طبقه بندی:اشعار احسان اکابری، 



خطر از بیخ گوشمان گذشت

از اداره اومدم خونه تا خونه رو گاز گرفته

نزدیک بود حلوا گیرتون بیاد خدا نخواست

شانس آوردم که عادت ندارم اول چراغ رو روشن کنم




 امروز ( 18/12/91 )خبردار شدم که این شعرم در ماندگار دیلی یکی از روزنامه های صبح افغانستان چاپ شده
 ( سال چهارم / شمارة یکهزار و سیزدهم / سه شنبه 15 اسفند/ حوت 1391 / 05 مارچ 2013 )
برای قدردانی از مسئولان این روزنامه همین شماره ای که شعرم در اون درج شده رو میذارم برای دانلود


شمع بودم سوختم این دود ، آه آخر است


صبح شد برخیز ای جان، ایستگاه آخر است 


زندگی هر روز دارد سمت پیری می رود


مردن ما انتخابی نیست ، راه آخر است


سیب را از شاخه چیدم شرم آمد توبه را


بسکه با هر گاز گفتم این گناه آخر است


درد دوری از وطن با اهل غربت آشناست

روی بر گردان مسافر این نگاه آخر است


تلخی زخم زبان ها قسمت بازنده هاست


عبرت تاریخ ها بر دوش شاه آخر است


گاه دنیا را خطایی ساده بر هم می زند


گاه بار اولین هم ، اشتباه آخر است


شاعر احسان اکابری








لبخند ها هرگز ملاک شاد بودن نیست

سه شنبه 7 آذر 1391 01:44 قبل از ظهر
طبقه بندی:اشعار احسان اکابری، 


لبخند ها هرگز ملاک شاد بودن نیست

هر تیشه ای بر دوش از فرهاد بودن نیست

هر جا که باشی منطق آیینه ها این است

در چشم بودن معنی در یاد بودن نیست

ای در قفس افتاده ، افسوس چه را داری؟

بیرون از اینجا درد ما آزاد بودن نیست

از عشق دیگر هر چه می گویند افسون است

آوارگی جز طالع بر باد بودن نیست

هر کس نداند لطفعلی خان خوب می داند

در جنگ پیروزی به پر تعداد بودن نیست

ای سرنوشت شوم ، جام شوکرانت کو ؟

این خانه دیگر در خور آباد بودن نیست


شاعر احسان اکابری



فرقی ندارد از چرامی یا ز تبریزی *

یکشنبه 7 آبان 1391 11:52 بعد از ظهر
طبقه بندی:اشعار احسان اکابری، 



فرقی ندارد از چرامی یا ز تبریزی *

هر جا که باشی مثل جادو فتنه انگیزی

حتی نسیم کوچه هم دیوانه می گردد

وقتی دو زلف خویش را بر شانه می ریزی

صدبار این بازار را تا انتها رفتم

از بوسه ها بهتر ندیدم گردن آویزی

حالی که دارم بی تو هرشب خوب معلوم است

ایرانم و افتاده ام در دست چنگیزی

با اینکه اخمت هی نمک بر زخم می پاشد

شیرینی و از بوسه های ناب لبریزی

راه تو را با بازوانم خوب می بندم

می ترسم ای آهوی من ناگاه بگریزی

جز چشمهایت هیچکس همراز دردم نیست

ای فتنه ی آخر زمان وقتست برخیزی


شاعر احسان اکابری

*میشه این مصرع رو اینجوری هم نوشت: فرقی ندارد از کجای شهر تبریزی

در ضمن چرام اسم شهری هست که در اون متولد شدم و ساکن هستم



پست ثابت

یکشنبه 26 شهریور 1391 02:11 بعد از ظهر
طبقه بندی:دلنوشته ها، 

سلام
امیدوارم حال همتون خوب باشه



برای نظر گذاشتن به مطلب بعدی مراجعه کنید نظرات این مطلب غیر فعاله

در ضمن بعضی از دوستان که برام نظر خصوصی میذارن نمی دونم چجوری انتظار دارن که بهشون پاسخ بدم ایمیلشون رو که خودشون گفتند هک شده وبلاگشون رو هم که هرچی نظر می نویسم گویا به دستشون نمی رسه 

آدرس پروفایلم در فیسبوک
https://www.facebook.com/ehsan.akaberi

حتما به این وبلاگ سر بزنید


......................................

اگر دنبال یه مترجم خوب  برای ترجمه متون انگلیسی هستید من سرکار خانم خدیر رو پیشنهاد میدم میتونید از طریق ایمیل یا مسنجر یاهو باهاش تماس بگیرید 

khadir1384@yahoo.com

........................................

اگر اهل چت هستید این سایت رو پیشنهاد میدم
http://chatha.ir
متعلق به یه آدم مطمئن هست

.....................................................

((راستی حتما به این وبلاگ سری بزنید))
ادبیات را ساده بیاموزیم ( سرکار خانم وفایی زاده )







اینم یه عکسی از من و دوستانم حدود بیست سال پیش





برای برادر زاده ام زهرا اکابری

جمعه 3 شهریور 1391 02:05 بعد از ظهر
طبقه بندی:اشعار احسان اکابری، 

در حیرتم ، تو روح منی یا تن منی ؟

ای مثل خواب ساده ی تعبیر کردنی

من را به اوج می بری یکروزعاقبت

امروز اگر چه دور و برم پیله می تنی

زود است باز توبه ی من را بهم زند

رقص نسیم و جلوه ی چین چین دامنی

آنقدر نازکی که جهان در تو ظاهر است

ترسم نگاه هم بکنم ساده بشکنی

با اینکه در سکوت خودم آب می شوم

داری تمام عشق مرا داد می زنی

صد بار از زبان تو بابا شنیده ام *

یک بار کافی است بگو دختر منی*

سخت است آرزوی خودم را رها کنم

تلخ است تن به مرگ سپارد تهمتنی



شاعر احسان اکابری 



برای برادرزاده ام زهرا اکابری که زندگی من رو با ورود خودش زیر و رو کرد


*می خواهم اعتراف کنم عاشق توام
*می خواهم اعتراف کنی عاشق منی



اگر چه بی کس و تنها اگر چه غم زده ایم

همیشه از تو فقط با دروغ دم زده ایم

تو گرم آمدنی ، بی خبر که ما بی تو

قرار جمعه ی این هفته را بهم زده ایم

میان سیرت و صورت چقدر فاصله است

فریب ما نخور آقا ، انار سم زده ایم

برای دین خدا نیست ، درد ما نان است

اگر به سینه وسر زیر این علم زده ایم

گناه ماست که این راه بر شما بسته ست

چه غربتی ست برای شما رقم زده ایم

چو شمر و حرمله با هر گناه کردنمان

چه زخمها به دل اهل این حرم زده ایم

چگونه ندبه بخوانیم ما ، که یک عمر است

که دست بیعت خود را به هر صنم زده ایم

خدا کند که شبیه نصوح توبه کنیم

اگر خلاف شما حرف یا قلم زده ایم


شاعر احسان اکابری





شعر واسه شاهین نجفی مرتد

سه شنبه 9 خرداد 1391 07:11 بعد از ظهر
طبقه بندی:اشعار احسان اکابری، 

این شعر رو امروز دومین بار هست که ارسال میکنم

ظاهرا میهن بلاگ غیرتی شده شعرم رو خودسرانه پاک میکنه


سب ولی نشسته به روی زبان تو

دریا منزه است از آب دهان تو

مثل مگس ندیدن توعیب غنچه نیست

وقتی نجاست است تمام جهان تو

می خواستی به ظن خودت بی بها کنی

خورشید لکه دار نشد با گمان تو

شاهین که هیچ ، نام تو سیمرغ هم شود

هرگز به گرد ما نرسد آسمان تو

این چند روزه نشر اکاذیب کرده اند

سگ برتر است از تو و از دوستان تو

باید فقط به دست مگس کش سپرد تا

یک کس نماند از همه ی دودمان تو


شاعر احسان اکابری




شعر انتظار

جمعه 5 خرداد 1391 02:49 بعد از ظهر
طبقه بندی:اشعار احسان اکابری، 


هنگام غروب جمعه، غم می آید


با اینهمه غصه ، آه کم می آید


هر هفته همین بساط اینجا پهن است


ای شنبه نیا از تو بدم می آید


..............................................................................



ای دوست بیا که درد خنجر نکشد


کار من و دل به دیده ی تر نکشد


برخیز و غم فراق را یکسره کن 


تا وعده به جمعه های دیگر نکشد



شاعر احسان اکابری


پ.ن


این دوتا رو امروز توی فیسبوک بداهه سرودم


تو را چه نام دهم من ، فرشته یا که پری ؟

دوشنبه 1 خرداد 1391 09:44 بعد از ظهر
طبقه بندی:اشعار احسان اکابری، 


تو را چه نام دهم من ، فرشته یا که پری ؟

برای من تو خدایی دمیده در بشری

تو می رسی و دلم را ... تلاش بیهوده ست

نمی شود که نبازم نمی شود نبری

اگر تو عیب مرا هم نشان دهی غم نیست

که مثل آینه ها صادقانه می نگری

هنوز بعد تو سرگرم خاطرات توام

تو ای ستاره چه دنباله دار می گذری

برای با تو نشستن اگر چه من هیچم

برای بودن با من تو بهترین نفری

به بوی زلف تو از خویش می روم بی شک 

شبی دوباره اگر شانه ای به مو ببری

تو مثل رودی و من مثل شاخه ای خشکم

خوشم به بودن با تو خوشم به دربدری


شاعر احسان اکابری

شعرم در سایت پارسی زبانان

شعرم در سایت آوای دل

شعرم در سایت شعر نو


  • تعداد صفحات :7
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
احسان ehsan اکابری akaberi

سلام
احسان اكابری هستم
ساكن شهر چرام
استان کهگیلویه و بویر احمد
متولد شب یلدای سال 1363
دارای مدرك كاردانی كامپیوتر

ا

گاهی دلم آنقدر می گیرد که میمیرم
بین من و تو عشق می میرد که میمیرم

....................................................

دلم را برد و با اوراق درهم باز پس آورد
نفس را سینه ی غمدیده با غم باز پس آورد

.....................................................

از اینجا می روی بی آنکه با من سر کنی یک شب
نشد نامهربان درد مرا باور کنی یک شب

.......................................................

تیغ دشمن آشکار و زهر کین ها مخفی است
خنجر نا دوستان در آستین ها مخفی است

.......................................................

به وقت دل بریدن حل مشکل ساده تر می شد
اگر عادت نمی کردیم عمری ما به عادت ها
.......................................................
دائم به یاد روی توام من ولی چه سود ؟
یادی ز من نمیکنی ای بی وفای من
روزی فرا رسد که بجوئی مرا ولی
جز سنگ روی گور نیابی به جای من

دوستان عزیز من روزانه چند بار نظرات وبلاگم رو بررسی میکنم و در سریعترین زمان ممکن جواب نظرات رو می نویسم برای همین اگر جواب نظر شمارو ننوشتم بدونید که اینترنتم قطع بوده

خلاصه وصیت نامه من
بر روی گورم نه از طایفه پدری کسی بیاد نه مادری
حتی خانواده خودمو هم نمیخوام ببینم
بعد نگید من نگفتم



آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

پیوندها

ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو