عشق آمده تا سنگ محک را زده باشد

جمعه 4 مهر 1393 03:43 قبل از ظهر
طبقه بندی:اشعار احسان اکابری، 


چون کوزه که ناگاه ترک را زده باشد

عشق آمده تا سنگ محک را زده باشد

عشق آمده با خنده ی شیرین تو این بار

بر پیکر من چوب فلک را زده باشد

مقصود تو ای عشق کتک خوردن من بود

پس فرق ندارد که کتک را زده باشد

با شیوه ی لبخند تو فرض است که قناد

بر سینه ی دیوار الک را زده باشد

شیرینی و با اینهمه قندی که تو داری

لبهای تو باید شکرک را زده باشد

من کودکم آن کودک باهوش که یک روز

با دیدن تو قید پفک را زده باشد

آن گاه پس از رفتن ده سال به سنگی

تنها به هوای تو قلک را زده باشد

در فکر خودم غرقم و برخاست صدایی

معشوقه ی من کاش که تک را زده باشد


شاعر احسان اکابری


چقدر بی تو بمانم چقدر غم بخورم

شنبه 28 تیر 1393 07:24 بعد از ظهر
طبقه بندی:اشعار احسان اکابری، 



چقدر بی تو بمانم چقدر غم بخورم
وزیر بارش یکریز اشک نم بخورم
چقدر چشم به در باز  جان بکنم 
که مثل قول تو هر بار هم بهم بخورم 
شبیه پادری ام راضی ام اگر گهگاه
به زیر پای تو با دیگری قدم بخورم 
بیا که با تو تفاوت نمی کند دیگر
تمام عمر اگر جای باده سم بخورم
کسی که دید مرا فکر بم نمی افتد
چنان خراب که عمرا به شهر بم بخورم
شهیدعشق تو را سرنوشت مردن نیست
که دل به عشق ندادم غم عدم بخورم 

شاعر احسان اکابری


دلاوری و هوای نبرد تن به تنت نیست

جمعه 1 فروردین 1393 07:11 قبل از ظهر
طبقه بندی:اشعار احسان اکابری، 


دلاوری و هوای نبرد تن به تنت نیست

چه سود عشق تو را تا تو را هوای منت نیست ؟

زنی و باغ تو لبریز میوه های بهشت است

ولی چه حیف که ما را رهی به پیرهنت نیست

چه رفته بر تو که از آسمان خویش ملولی ؟

قفس به روی تو باز است و میل پر زدنت نیست

غریبی آنکه بگردی تمام عمر و ببینی

میان این همه آغوش ها یکی وطنت نیست

هنوز باور آن مشکل است کز تو شنیدم

که داغ بوسه ی سرخ من آشنای تنت نیست

من از وصال تو هم قانعم به خیالت

تصور از تو مرا کافی است گر بدنت نیست


شاعر احسان اکابری


نه مرغ در قفسم تا به آب و دانه بسازم

چهارشنبه 23 بهمن 1392 02:55 قبل از ظهر
طبقه بندی:اشعار احسان اکابری، 


نه مرغ در قفسم تا به آب و دانه بسازم

بیا که هر دو جهان با تو عاشقانه بسازم

اگر چه دامن وصل تو دست یافتنی نیست

بر آن سرم که در آخر به قاف خانه بسازم

چو شمع بی تو سراپا اسیر شعله ی دردم

چو شمع قسمتم این است با زبانه بسازم

تو رفته ای و من از پی در انتظار تو تا کی

به خاک هر قدمت اشک ها روانه بسازم

به دست باد سبکسر مده دو زلف خودت را

به دست من بده مضمون جاودانه بسازم

به داغ عشق تو می میرم و نه عجیب است

ز خاک سر چو بر آرم تو را بهانه بسازم

تو تک درخت بلندی و من کبوتر وحشی

تمام فکر من این است بر تو لانه بسازم


شاعر احسان اکابری


پست موقت

یکشنبه 13 بهمن 1392 02:43 بعد از ظهر
طبقه بندی:دلنوشته ها، 


دوستان همشهری و دهدشتی عزیز

یکی از دوستان خوش ذوقم که اهل شعر و ادبیاته دفتر رسمی ازدواج زده

خوشحال میشم برا امر خیر بهش مراجعه کنید 

دفتر رسمی ازدواج شماره 18 دهدشت

سردفتر حمزه جویبار 09179424528

تلفن دفتر 07443228678

آدرس:دهدشت خیابان فردوسی شمالی جنب داروخانه دکتر جوادی

برا نظر گذاشتن به مطلب پایینی مراجعه کنید


رسیدنت به سلامت نگار غم شکنم

یکشنبه 6 بهمن 1392 09:32 بعد از ظهر
طبقه بندی:اشعار احسان اکابری، 


رسیدنت به سلامت نگار غم شکنم

توئی که با تو بهار آمدست در چمنم

عسل فروش لبت را بگو دکان وا کن

که خیل بوسه به صف مانده اند بر دهنم

کنار قند نگاهت چقدر دلچسب است

به چای داغ لبت گاه نیز لب بزنم

مرا بگیر و در آغوش خویشتن بفشار

که بی تو خسته تر از مردمان بی وطنم

مرا هوای رها گشتن از قفس ها نیست

به شوق با تو پریدن به فکر پر زدنم

تمام پیکر تو قطب های جاذبه است

من از توئی که چنینی چگونه دل بکنم ؟


شاعر احسان اکابری


سیب و سرسره

دوشنبه 9 دی 1392 12:24 قبل از ظهر
طبقه بندی:دلنوشته ها، 

کتاب خوبیه

کتاب سیب و سرسره منتشر شد 
در عمق دلم دلهره ای افتاده
انگار به جانم خوره ای افتاده
در جاذبه ی عشق تو همواره دلم
سیبی است که از سرسره ای افتاده

دومین کتاب شعر سرکار خانم بهزادی آزاد
مجموعه رباعی سیب و سرسره ( انتشارات فصل پنجم) منتشر شد.
این کتاب شامل 132 رباعی در چهار فصل است.
فصل اول عاشقانه ها فصل دوم باران فصل سوم مادرانه ها و فصل چهارم موضوعات اجتماعی. 

http://www.jeihoonstore.com/p-38621--.as

 آدرس فوق آدرس خرید اینترتی کتابست.

در صورت تمایل برای خرید کتاب  می توانید آدرس و شماره تلفن خود را به ایمیل سرکار خانم بهزادی ارسال فرمائید یا در وبلاگشون نظر بگذارید 

http://tabassomazad.blogfa.com/post-143.aspx

pbehzadiazad@yahoo.com 




برای تو

جمعه 29 آذر 1392 09:11 بعد از ظهر
طبقه بندی:دلنوشته ها، 


گاهی کسیو دوست داری و بعد از سال ها که نگاه میکنی میبینی
تا جای گل ، خار رو و جای انسان ، حیوان رو دوست داشتی



دوستان عزیز خوشحال می شم اگر در مورد اشعارم  نظرتون رو بنویسید
در ضمن در صورتی که مایل هستید اشعارمو در وبلاگتون باز نشر بدید ممنون میشم اسممو زیر شعر درج کنید

با تشکر

لینک سایت چت یکی از دوستان



یه روز میاد که آخرش نگا کنی توی چشام

چهارشنبه 22 آبان 1392 02:23 بعد از ظهر
طبقه بندی:ترانه، 


یه روز میاد که آخرش نگا کنی توی چشام

با دیدن تو میشکنن بغض تموم لحظه هام

توی زمین و آسمون میون هرچی خواستنی

خدا اگه بهم بگه چیزی بخوا تورو می خوام

هم خنده از لبم پرید هم گریمو کسی ندید

یه غم نشسته تو دلم یه غم نشسته تو صدام

همپای چشم خیس من بیرون داره بارون میاد

از همه چی دلم پره بیا قدم بزن باهام

قدم بزن که بشکنه بغض من و سکوت من

میون کوچه کوچه ها که دوره گردی آشنام

منتظرم که آخرش یه روز بیاد که زندگیم

با دست مهربون تو قفس رو وا کنه برام


احسان اکابری


از زندگی همیشه نشانی نداشته ست

پنجشنبه 16 آبان 1392 09:13 بعد از ظهر
طبقه بندی:اشعار احسان اکابری، 

از زندگی همیشه نشانی نداشته ست

تقویم من که فصل جوانی نداشته ست

مثل پرنده ای که قفس زادگاه اوست

تا چشم کرده باز جهانی نداشته ست

مردم بر آرزوی دلم خنده می زنند

چون حاتمی که غصه ی نانی نداشته ست

نازم کویر تشنه که از روز اولین

بر سینه غیر ریگ روانی نداشته ست

حیران مشو که بی تو چرا جان نمی دهم

این پیکر نحیف که جانی نداشته ست

از من مخواه درد خودم بازگو کنم

آئینه از قدیم زبانی نداشته ست


شاعر احسان اکابری


نظرات دوستانم در سایت پرسی زبان (کلیک کنید)






در باطن از فرشته و در ظاهر از پری

چهارشنبه 8 آبان 1392 11:21 بعد از ظهر
طبقه بندی:اشعار احسان اکابری، 


در باطن از فرشته و در ظاهر از پری

بانوی من به جلوه و افسونگری سری

می خواهم اعتراف کنم عاشقت شدم

هرچند دل سپرده ی افسون دیگری

می ترسم آنکه روح من از تن جدا شود

وقتی به چشم خیره به این سوی بنگری

دل می بری به عشوه ز من بسكه با كلاس

لم می دهی به صندلی و قهوه می خوری

این روزها هوای دلت سخت ابری است

این روزها که خیره به دیواری و دری

غم می خوری و با تو به جان درد می کشم

داری مرا به ورطه ی اندوه می بری

نشکن به زیر اینهمه غم تا که نشکنم

سرباز لشکر توام ای میر لشکری


شاعر احسان اکابری









خسته از مکر زلیخا و برادر هایم

دوشنبه 25 شهریور 1392 04:28 بعد از ظهر
طبقه بندی:اشعار احسان اکابری، 



خسته از مکر زلیخا و برادر هایم

باز گم گشته سر رشته ی باور هایم

دوستان تا که مرا خفته ی غفلت دیدند

دوره کردند دگر باره به خنجر هایم

آنکه در عشق تو با خون جگر سر می کرد

آن منم گر چه به چشم تو  در آخر هایم

شاعری پیشه ی من نیست خدا می داند

من شبم اینهمه اشعار هم اخترهایم

جگرم سوخت نه از زخم ، که آخر دیدم

تیر را ساخته صیاد هم از پر هایم

کوه دردم به لب خامشم اینگونه نبین

در درون شعله ور از آتش اخگر هایم

پیش از این خوی بدش شهره عالم ها بود

گرگ را تبرئه کردند برادر هایم


شاعر احسان اکابری


ای عشق که افسانه ی شبهای درازی

چهارشنبه 20 شهریور 1392 06:21 بعد از ظهر
طبقه بندی:اشعار احسان اکابری، 


بر داغ تو باید بکنم صبر ولی نیست

تاب از تو جگر گوشه ی جانم ، عملی نیست

تشبیه لب سرخ تو با غنچه گناه است

خندیدن گل هر چه که باشد عسلی نیست

در حیرتم  از صنعت اندام ظریفت

ابیات قوی اینهمه در هر غزلی نیست

زیبای منی سرخوش از آنم که به هر روی

یک ذره از این حسن که داری بدلی نیست

گفتی بدهم بوسه ، دلم خوش به چه باشد ؟

قربان تو این وعده که بار اولی نیست

هر بار که قاصد خبر وصل تو آورد

گفتم خبری نیست و دیدیم بلی نیست

ای عشق که افسانه ی شبهای درازی

با داغ تو هر کس که در افتاد یلی نیست


شاعر احسان اکابری


تلخه یه تکه ابر بیاد بگیره آسمونتو

سه شنبه 25 تیر 1392 09:07 قبل از ظهر
طبقه بندی:ترانه، 

با سلام

من ترانه سرا نیستم و تازه کارم  اینارم برا اینکه دوستان نظر بدن میذارم تا ایرادهامو رفع کنم


تلخه یه تکه ابر بیاد بگیره آسمونتو

غصه و غم  بلد بشن راه و نشون خونتو

تلخه تموم لحظه هات با گریه همزبون بشی

هیشکی نباشه پاک کنه اشکای روی گونتو

وقتی کسی که عشقته دل به یکی دیگه میده

توی خودت خاک می کنی چه بی صدا جنونتو

وقتی نداری کسی رو که درداتو بهش بگی

آروم میریزی تو خودت آروم میگیره جونتو

با هر نفس کشیدنت جون میدی و زنده میشی

زنده میشی که جون بدی قصه ی عاشقونتو


اکابری


امشب فضای کوفه شبیه مدینه است

یا ایها الرسول جهان غرق کینه است

رفتی و تیغ های همه دشنه تر شدند

شمشیرها به خون علی تشنه تر شدند

این مردمان که راه خطا رفته و گمند

از خرد تا بزرگ همه ابن ملجمند

از این زمانه توشه فقط اشک و آه برد

هر شب گلایه های خودش پیش چاه برد

یک کس نبود همدم غمهای او شود

نزدیک بود کشته ی بغض گلو شود

دیگر به روی هر دو لبش جان رسیده بود

کشتی میان ورطه ی طوفان رسیده بود

شاید جهان برای علی جا نداشته ست

انسان همیشه پاس خدا را نداشته ست

رازش بدون فاش شدن در گلو نشست

یک تنگ آب بود که دریا در او نشست

شیطان برای منبر انسان که خیز کرد

کوفه به شوق قتل علی دشنه تیز کرد

این شهر را فضای غریبی گرفته است

دل های ما به طرز عجیبی گرفته است

سردار خیبر است و غریبانه می رود

دارد خدای کعبه از این خانه می رود

بر روی میله های قفس عکس در کشید

روی نماز بود که از خویش پر کشید

پیش از سلام بانگ شروع سفر زدند

شیطانیان که دست به شق القمر زدند

ظلمت به چارسوی جهان راه می برد

وقتی خسوف می رسد و ماه می برد


شاعر احسان اکابری



  • تعداد صفحات :7
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
احسان ehsan اکابری akaberi

سلام
احسان اكابری هستم
ساكن شهر چرام
استان کهگیلویه و بویر احمد
متولد شب یلدای سال 1363
دارای مدرك كاردانی كامپیوتر

ا

گاهی دلم آنقدر می گیرد که میمیرم
بین من و تو عشق می میرد که میمیرم

....................................................

دلم را برد و با اوراق درهم باز پس آورد
نفس را سینه ی غمدیده با غم باز پس آورد

.....................................................

از اینجا می روی بی آنکه با من سر کنی یک شب
نشد نامهربان درد مرا باور کنی یک شب

.......................................................

تیغ دشمن آشکار و زهر کین ها مخفی است
خنجر نا دوستان در آستین ها مخفی است

.......................................................

به وقت دل بریدن حل مشکل ساده تر می شد
اگر عادت نمی کردیم عمری ما به عادت ها
.......................................................
دائم به یاد روی توام من ولی چه سود ؟
یادی ز من نمیکنی ای بی وفای من
روزی فرا رسد که بجوئی مرا ولی
جز سنگ روی گور نیابی به جای من

دوستان عزیز من روزانه چند بار نظرات وبلاگم رو بررسی میکنم و در سریعترین زمان ممکن جواب نظرات رو می نویسم برای همین اگر جواب نظر شمارو ننوشتم بدونید که اینترنتم قطع بوده

خلاصه وصیت نامه من
بر روی گورم نه از طایفه پدری کسی بیاد نه مادری
حتی خانواده خودمو هم نمیخوام ببینم
بعد نگید من نگفتم



آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

پیوندها

ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو