اشعار احسان اکابری سلام احسان اكابری هستم ساكن شهر چرام استان کهگیلویه و بویر احمد متولد شب یلدای سال 1363 دارای مدرك كاردانی كامپیوتر ا گاهی دلم آنقدر می گیرد که میمیرم بین من و تو عشق می میرد که میمیرم .................................................... دلم را برد و با اوراق درهم باز پس آورد نفس را سینه ی غمدیده با غم باز پس آورد ..................................................... از اینجا می روی بی آنکه با من سر کنی یک شب نشد نامهربان درد مرا باور کنی یک شب ....................................................... تیغ دشمن آشکار و زهر کین ها مخفی است خنجر نا دوستان در آستین ها مخفی است ....................................................... به وقت دل بریدن حل مشکل ساده تر می شد اگر عادت نمی کردیم عمری ما به عادت ها ....................................................... دائم به یاد روی توام من ولی چه سود ؟ یادی ز من نمیکنی ای بی وفای من روزی فرا رسد که بجوئی مرا ولی جز سنگ روی گور نیابی به جای من دوستان عزیز من روزانه چند بار نظرات وبلاگم رو بررسی میکنم و در سریعترین زمان ممکن جواب نظرات رو می نویسم برای همین اگر جواب نظر شمارو ننوشتم بدونید که اینترنتم قطع بوده خلاصه وصیت نامه من بر روی گورم نه از طایفه پدری کسی بیاد نه مادری حتی خانواده خودمو هم نمیخوام ببینم بعد نگید من نگفتم tag:http://akaberi.mihanblog.com 2020-03-31T01:18:25+01:00 mihanblog.com شعر تو را چه نام دهم من فرشته یا که پری با صدای محمد افضلی عزیز 2018-08-19T08:46:54+01:00 2018-08-19T08:46:54+01:00 tag:http://akaberi.mihanblog.com/post/190 احسان ehsan اکابری akaberi تو را چه نام دهم من ، فرشته یا که پری ؟برای من تو خدایی دمیده در بشریتو می رسی و دلم را ... تلاش بیهوده ستنمی شود که نبازم نمی شود نبریاگر تو عیب مرا هم نشان دهی غم نیستکه مثل آینه ها صادقانه می نگریهنوز بعد تو سرگرم خاطرات توامتو ای ستاره چه دنباله دار می گذریبرای با تو نشستن اگر چه من هیچمبرای بودن با من تو بهترین نفریبه بوی زلف تو از خویش می روم بی شک شبی دوباره اگر شانه ای به مو ببریتو مثل رودی و من مثل شاخه ای خشکمخوشم به بودن با تو خوشم به دربدریلینک دانلودآهنگساز: محمد افضلیتنظیم کنن تو را چه نام دهم من ، فرشته یا که پری ؟
برای من تو خدایی دمیده در بشری
تو می رسی و دلم را ... تلاش بیهوده ست
نمی شود که نبازم نمی شود نبری
اگر تو عیب مرا هم نشان دهی غم نیست
که مثل آینه ها صادقانه می نگری
هنوز بعد تو سرگرم خاطرات توام
تو ای ستاره چه دنباله دار می گذری
برای با تو نشستن اگر چه من هیچم
برای بودن با من تو بهترین نفری
به بوی زلف تو از خویش می روم بی شک 
شبی دوباره اگر شانه ای به مو ببری
تو مثل رودی و من مثل شاخه ای خشکم
خوشم به بودن با تو خوشم به دربدری

لینک دانلود

آهنگساز: محمد افضلی
تنظیم کننده: رامین رادین
ترانه سرا: احسان اکابری
میکس و مستر: پامبا
]]>
خندیدی و خرمای بم از رونقش افتاد 2016-11-28T19:07:48+01:00 2016-11-28T19:07:48+01:00 tag:http://akaberi.mihanblog.com/post/189 احسان ehsan اکابری akaberi خندیدی و خرمای بم از رونقش افتاد قربان شکر خند توام دست مریزاد یکبار از این شهر به لبخند گذشتی بستند دکان ها همه قناد به قناد سوهان قم افتاد هم از رونق و حاجی با خیل پسرهاش به دنبال تو افتاد آشوب تو عمریست که آرام ندیدست چون فتنه ی شامات که رفته ست به بغداد پیداست که آخر به سر خال نشیند این تیر که از تیز پرم ساخته صیاد شرح لب شیرین تو چون زلف ، دراز است بیچاره من و باد ، من و باد ، من و بادشاعر احسان اکابری

خندیدی و خرمای بم از رونقش افتاد

قربان شکر خند توام دست مریزاد

یکبار از این شهر به لبخند گذشتی

بستند دکان ها همه قناد به قناد

سوهان قم افتاد هم از رونق و حاجی

با خیل پسرهاش به دنبال تو افتاد

آشوب تو عمریست که آرام ندیدست

چون فتنه ی شامات که رفته ست به بغداد

پیداست که آخر به سر خال نشیند

این تیر که از تیز پرم ساخته صیاد

شرح لب شیرین تو چون زلف ، دراز است

بیچاره من و باد ، من و باد ، من و باد


شاعر احسان اکابری

]]>
آوازه ی حسن تو گرفته ست جهان را 2016-11-17T16:48:50+01:00 2016-11-17T16:48:50+01:00 tag:http://akaberi.mihanblog.com/post/188 احسان ehsan اکابری akaberi آوازه ی حسن تو گرفته ست جهان را در خاک نشانده ست قدت سرو چمان را در راسته ی قند فروشان گذری کن لبخند بزن تا که ببندند دکان را چندیست که آشوب تو برخاسته از جای در بردن دل بسته ، ید راهزنان را هر قوم که وصف تو شنیدند رمیدند در مملکت خویش شکستند بتان را لبخند تو چون چشمه ی جوشنده زلال است دریاب به یک جرعه من تشنه لبان را گرد لب و چشم تو چنان خط ظریفیست ترسم که به حیرت فکنند فرشچیان را پیش تو دلم گم شد و روز آمد و شب رفت قدر تو ندانستم و کشتند ز

آوازه ی حسن تو گرفته ست جهان را

در خاک نشانده ست قدت سرو چمان را

در راسته ی قند فروشان گذری کن

لبخند بزن تا که ببندند دکان را

چندیست که آشوب تو برخاسته از جای

در بردن دل بسته ، ید راهزنان را

هر قوم که وصف تو شنیدند رمیدند

در مملکت خویش شکستند بتان را

لبخند تو چون چشمه ی جوشنده زلال است

دریاب به یک جرعه من تشنه لبان را

گرد لب و چشم تو چنان خط ظریفیست

ترسم که به حیرت فکنند فرشچیان را

پیش تو دلم گم شد و روز آمد و شب رفت

قدر تو ندانستم و کشتند زمان را

هر چند که در پیرهن شرم نهانی

آوازه ی حسن تو گرفته ست جهان را


شاعر احسان اکابری

]]>
به موی ، شانه کشیدی دلم به تاب افتاد 2016-10-13T22:12:38+01:00 2016-10-13T22:12:38+01:00 tag:http://akaberi.mihanblog.com/post/187 احسان ehsan اکابری akaberi به موی ، شانه کشیدی دلم به تاب افتاد دوباره عشق به جان من خراب افتاد کنار آینه رفتی ، نگاه آینه  هم تو را که دید ، دهانش تمام آب افتاد به روز خلقت تو آسمان به زیر آمد به پیش پای تو یکباره آفتاب افتاد کنار پنجره رفتی و باغ مستت شد درون هر رگ انگور پیچ و تاب افتاد نسیم بوی تو را با خودش به هر جا برد جهان به لرزه در آمد ، به انقلاب افتاداحسان اکابری

به موی ، شانه کشیدی دلم به تاب افتاد

دوباره عشق به جان من خراب افتاد

کنار آینه رفتی ، نگاه آینه  هم

تو را که دید ، دهانش تمام آب افتاد

به روز خلقت تو آسمان به زیر آمد

به پیش پای تو یکباره آفتاب افتاد

کنار پنجره رفتی و باغ مستت شد

درون هر رگ انگور پیچ و تاب افتاد

نسیم بوی تو را با خودش به هر جا برد

جهان به لرزه در آمد ، به انقلاب افتاد


احسان اکابری

]]>
تقدیم به پسری که هیچ وقت فحش نداد . هیچ وقت دل کسی رو نشکست . محبت خالص بود.زود می بخشید و فراموش می کرد 2016-06-02T19:42:57+01:00 2016-06-02T19:42:57+01:00 tag:http://akaberi.mihanblog.com/post/185 احسان ehsan اکابری akaberi ای رفته مثل عمر به ارزانی از برم این زندگی پس از تو چه خاکیست بر سرم؟ داغ تو ساده نیست فراموشمان شود بیچاره مادر تو و بیچاره مادرم شب را بزور قرص فقط صبح می کنم روزم بدون گریه به پایان نمی برم ای گوهری که ساده ات از دست داده ام هیهات اگر دوباره به دستت بیاورم بعد از تو زنده نیستم و هیچ شک مکن با سنگ روی قبر تو حالا برابرماحسان اکابری


ای رفته مثل عمر به ارزانی از برم

این زندگی پس از تو چه خاکیست بر سرم؟

داغ تو ساده نیست فراموشمان شود

بیچاره مادر تو و بیچاره مادرم

شب را بزور قرص فقط صبح می کنم

روزم بدون گریه به پایان نمی برم

ای گوهری که ساده ات از دست داده ام

هیهات اگر دوباره به دستت بیاورم

بعد از تو زنده نیستم و هیچ شک مکن

با سنگ روی قبر تو حالا برابرم


احسان اکابری

]]>
به یاد پسر از دست رفته ام آقا مهدی 2016-05-10T19:17:27+01:00 2016-05-10T19:17:27+01:00 tag:http://akaberi.mihanblog.com/post/184 احسان ehsan اکابری akaberi ای در عجب از صورت تو قرص قمرها وی داشتنِ چون تو پسر ، رَشک پدرها در داغ تو هی خاک به سر کردم و هر بار هی خاک به سر کردم از این خاک به سرها تو آیت احساس خدا بودی و یک چند از عرش فرود آمده بودی به بشرها می نالم و سهل است که درمان نپذیرد داغی که ز یک شهر شکسته ست کمرها برخیز چو قُقنوس از این آتش و بُگذار چون آینه ها محو تو باشند نظرهااحسان اکابری


ای در عجب از صورت تو قرص قمرها

وی داشتنِ چون تو پسر ، رَشک پدرها

در داغ تو هی خاک به سر کردم و هر بار

هی خاک به سر کردم از این خاک به سرها

تو آیت احساس خدا بودی و یک چند

از عرش فرود آمده بودی به بشرها

می نالم و سهل است که درمان نپذیرد

داغی که ز یک شهر شکسته ست کمرها

برخیز چو قُقنوس از این آتش و بُگذار

چون آینه ها محو تو باشند نظرها



احسان اکابری


]]>
پسرم پر پر شد 2016-05-07T09:37:39+01:00 2016-05-07T09:37:39+01:00 tag:http://akaberi.mihanblog.com/post/183 احسان ehsan اکابری akaberi مهدی عزیزم ، برادر زاده گلم در 16 اردیبهشت 95 پر پر  شد  اونم با یه مریضی ساده و سهل انگاری دکترهای ماهشهر و در ادامه اهواز که ادعا می کردند چیزیش نیست.من ادم تنهایی هستم و خیلی سال هست جز موارد نادر با کسی رفت و آمد ندارم.مهدی عزیز همیشه تنهاییمو که می دید میگفت عمو ناراحت نباش خودم پسرتمهر وقت مادرم حرف ازدواج من رو پیش می کشید مهدی غیرتی می شد و میگفت پس من چی ؟ خودم پسرشمپر پر شدن این پسر شیرین زبون و به غایت سفید با چشمان سیاه نه تنها منو و پدر و مادرش و خانوادمون




مهدی عزیزم ، برادر زاده گلم در 16 اردیبهشت 95 پر پر  شد  اونم با یه مریضی ساده و سهل انگاری دکترهای ماهشهر و در ادامه اهواز که ادعا می کردند چیزیش نیست.

من ادم تنهایی هستم و خیلی سال هست جز موارد نادر با کسی رفت و آمد ندارم.
مهدی عزیز همیشه تنهاییمو که می دید میگفت عمو ناراحت نباش خودم پسرتم
هر وقت مادرم حرف ازدواج من رو پیش می کشید مهدی غیرتی می شد و میگفت پس من چی ؟ خودم پسرشم

پر پر شدن این پسر شیرین زبون و به غایت سفید با چشمان سیاه نه تنها منو و پدر و مادرش و خانوادمون که یک شهر رو عزادار کرده . دل از همه برده بود .
ممنون میشم فاتحه ای بخونید .
 

سیرم به خدا از همه کس ، گل پسرم کو ؟
گیرم همه عالم بُوَدَم ، تاج سرم کو ؟
ای شیر و شکر، قند و عسل ، ماه زمینی
از وَرطه ی اندوه تو پای گذرم کو؟
تو بال و پرم بودی و ناگاه شکستی
بعد از تو قفس باز شود ؟ بال و پرم کو ؟
بعد از تو در این باغ سَرِ گشت ندارم
آن گل که به او باز بیفتد نظرم کو ؟
گیرم که کمر راست کنم در گذر باد
آن سایه ی آرامش بر روی سرم کو ؟
تن بی تو به جان آمد و فریاد بر آورد
ای بخت ، دلم کو ؟ نفسم کو ؟ جگرم کو؟
تلخ است پدر باشی و این داغ ببینی
تلخ است پدر باشی و پرسی پسرم کو ؟

احسان اکابری 18/2/95

]]>
سال 1395 مبارک 2016-03-17T18:56:24+01:00 2016-03-17T18:56:24+01:00 tag:http://akaberi.mihanblog.com/post/180 احسان ehsan اکابری akaberi سلامامیدوارم حالتون خوب باشهنمیدونم اصلا کسی به نوشته هام سر میزنه یا نهبرای دل خودم می ینویسمسال 94 داره نفس های آخرش رو میکشه و سال 95 داره میاد ( خدا بهمون رحم کنه چون هر سال بد تر از سال قبل میشیم)تا یادم هست تقریبا از سن 11 سالگی که بر اثر بی سوادی یک دکتر سلامتیم رو از دست دادم هیچ عیدی نداشتمالان 31 سالمه و در سن میانسالی هستم . یعنی جوانی و نوجوانی کشک من رو همه به رک گویی میشناسن . تعارف با هیچکس ندارم پس نمیخوام دروغ بگم.مدتیه تصمیم گرفتم حرفهای دلمو که با زبان خوش نتونستم به اطرا سلام
امیدوارم حالتون خوب باشه
نمیدونم اصلا کسی به نوشته هام سر میزنه یا نه
برای دل خودم می ینویسم

سال 94 داره نفس های آخرش رو میکشه و سال 95 داره میاد ( خدا بهمون رحم کنه چون هر سال بد تر از سال قبل میشیم)
تا یادم هست تقریبا از سن 11 سالگی که بر اثر بی سوادی یک دکتر سلامتیم رو از دست دادم هیچ عیدی نداشتم
الان 31 سالمه و در سن میانسالی هستم . یعنی جوانی و نوجوانی کشک 
من رو همه به رک گویی میشناسن . تعارف با هیچکس ندارم پس نمیخوام دروغ بگم.
مدتیه تصمیم گرفتم حرفهای دلمو که با زبان خوش نتونستم به اطرافیانم حالی کنم در قالب نوشته در شبکه های اجتماعی و اینترنت منتشر کنم تا بلکه تاثیر کنن . ( نوشته هام روز بروز تند تر خواهد شد  )

از اینکه آدم های اطرافم با تغییر سال تغییر نمی کنند ناراحتم . دوست دارم مثلا صبح پاشم تا اصلا غیب شدن مثل فیلمهای تخیلی چون صد در صد بعد از اینهمه سال متوجه شدم اخلاق و رفتارشون غیر قابل تغییر هست.
به جای توبه گرگ مرگه باید میگفتند توبه آدم مرگه یا حداقل توبه آدم هایی که من میشناسم.
تمام داشته هام و ارزوهام رو ازم گرفتند و از دست دادم و هنوز هم ول کن نیستند . متاسفانه بخاطر بیماری نمیتونم این محیطی که در اون قرار دارم رو ترک کنم پس مجبور شدم زندگیمو تا حدودی جدا کنم که حداقل این آدم هارو نبینم . کسانی که بعد از اینهمه سال هنوز فکر میکنند میتونند جنس بدلیشون رو جای اصل به من قالب کنند .
کسانی که در زندگیم تا حالا حرف راستی ازشون نشنیدم
احترامی ندیدم و ...
مدارا کردنم باهاشون فقط از باب دفع شر بیشتر هست و سکوتم نشونه مهم نبودنشونه


تا زنده ام نه در جشن هاشون شرکت میکنم و نه مصیبت هاشون
و دوست هم ندارم در مرگم بالای مزارم ببینمشون
محبت هاشون دروغ و اشکهاشون دروغ تر از خنده هاشونه
امیدوارم سال 95 سال آخر زندگیم باشه . تقلا کردنم بیهوده ست ادمی که مال زندگی نباشه رو نمیشه به زندگی وصل کرد.

به هر حال سال نو پیشاپیش  مبارک 
امیدوارم بهتون خوش بگذره

پریشان بودم و در سال نو گشتم پریشان تر
بهاری بی بهارم از زمستان هم زمستان تر
جوانی های من در کوچه های زندگی گم شد
پی هم می رود هر سالم از هر سال ارزان تر

احسان اکابری
27/12/94

]]>
در دوری از تو ساخته ام با خیال تو 2015-12-02T18:32:29+01:00 2015-12-02T18:32:29+01:00 tag:http://akaberi.mihanblog.com/post/179 احسان ehsan اکابری akaberi در دوری از تو ساخته ام با خیال تو هستی همیشه پیش خودت خوشبحال تو با دیدن تو قطب نما می شوم ولی مبهوت شرق و غرب و جنوب و شمال تو دل را همان نخست به دریا نمی زدم ای عشق ، داده بودم اگر احتمال تو آه ای دل یتیم سراغ از پدر مگیر بگذار سر به مهر بماند سوال تو با زندگی چقدر بسازم که سالهاست فنجان قهوه ایست که گم کرده فال تو یا سرنوشت ، نیمه ی من را به من بده یا نیم کرم خورده ی من نیز مال توشاعر احسان اکابریبا تشکر ازشاعر محترم سرکار خانم فاطمه حاجت زاد

در دوری از تو ساخته ام با خیال تو

هستی همیشه پیش خودت خوشبحال تو

با دیدن تو قطب نما می شوم ولی

مبهوت شرق و غرب و جنوب و شمال تو

دل را همان نخست به دریا نمی زدم

ای عشق ، داده بودم اگر احتمال تو

آه ای دل یتیم سراغ از پدر مگیر

بگذار سر به مهر بماند سوال تو

با زندگی چقدر بسازم که سالهاست

فنجان قهوه ایست که گم کرده فال تو

یا سرنوشت ، نیمه ی من را به من بده

یا نیم کرم خورده ی من نیز مال تو


شاعر احسان اکابری


با تشکر ازشاعر محترم سرکار خانم فاطمه حاجت زاده که نظراتش در بهتر شدن چند بیت تاثیر بسیار زیادی داشت

مممنون ازشون

]]>
طلسم زندگی 2015-11-13T14:09:29+01:00 2015-11-13T14:09:29+01:00 tag:http://akaberi.mihanblog.com/post/178 احسان ehsan اکابری akaberi کجا دشمن کند آن را که کردند دوستان با من پر از فریادم امشب همرهی کن آسمان با من طلسم شهر سنگی را به خونخواهی من بشکن دل اهریمنان را در هواخواهی  من بشکن چرا یکجا نشینی همتی کن دست یاری باش به جای آنکه چون مرداب باشی رود جاری باش به جای آنکه چون مرداب باشی در گذرگاهی بپرس از خویشتن یکبار از دنیا چه می خواهی که تو مرغی و خود را پایبست این زمین کردی چرا دل کنده ای از آسمان با خود چنین کردی ز جا برخیز و سهم خویش را از زندگی بستان چو ماه ی باش و از خو کجا دشمن کند آن را که کردند دوستان با من

پر از فریادم امشب همرهی کن آسمان با من

طلسم شهر سنگی را به خونخواهی من بشکن

دل اهریمنان را در هواخواهی  من بشکن

چرا یکجا نشینی همتی کن دست یاری باش

به جای آنکه چون مرداب باشی رود جاری باش

به جای آنکه چون مرداب باشی در گذرگاهی

بپرس از خویشتن یکبار از دنیا چه می خواهی

که تو مرغی و خود را پایبست این زمین کردی

چرا دل کنده ای از آسمان با خود چنین کردی

ز جا برخیز و سهم خویش را از زندگی بستان

چو ماه ی باش و از خورشید هم تابندگی بستان


احسان اکابری

]]>
یک کلاهبرداری 2015-10-13T13:40:10+01:00 2015-10-13T13:40:10+01:00 tag:http://akaberi.mihanblog.com/post/176 احسان ehsan اکابری akaberi سلام خدمت دوستان عزیزامیدوارم حال همه خوب باشهیه مدت پیش از سایت نطفه دات کام  notfe.com یک دستگاه 48 عددی جوجه کشی سفارش دادم . تا چند روز فقط وعده میدادند و بدروغ اعلام می کردند ارسال کردیم یا در حال ارسال هستیم . گاهی هم یه شماره الکی برای پیگیری میدادند که همش چرت بود .  تقریبا ده روزی دست بسرمون کردند تا بالاخره  پلیس فتا استانمون کهگیلویه و بویر احمد با مسئولان کلاهبردار این سایت تماس برقرار کردند و پولم رو ازشون گرفتم . دوستان سایتهایی که تخم و دست سلام خدمت دوستان عزیز
امیدوارم حال همه خوب باشه


یه مدت پیش از سایت نطفه دات کام  notfe.com یک دستگاه 48 عددی جوجه کشی سفارش دادم . تا چند روز فقط وعده میدادند و بدروغ اعلام می کردند ارسال کردیم یا در حال ارسال هستیم . گاهی هم یه شماره الکی برای پیگیری میدادند که همش چرت بود .  تقریبا ده روزی دست بسرمون کردند تا بالاخره  پلیس فتا استانمون کهگیلویه و بویر احمد با مسئولان کلاهبردار این سایت تماس برقرار کردند و پولم رو ازشون گرفتم . دوستان سایتهایی که تخم و دستگاه جوجه کشی و ... میفروشند  کلاهبردار هستند پس حواستون رو جمع کنید .
]]>
به خیالی که تو در برکه بیافتی ناگاه 2015-01-12T18:59:22+01:00 2015-01-12T18:59:22+01:00 tag:http://akaberi.mihanblog.com/post/175 احسان ehsan اکابری akaberi به خیالی که تو در برکه بیفتی ناگاههی زدم سنگ بر این آینه ی آب ای ماه *تیره بختیست که در وصل جدایی بکشم **تا کی از دور نگاهت بکنم ؟ تا کی؟ آهترسم این است که هرگز به عزیزی نرسد ***قصه ی غربت این یوسف افتاده به چاههمسفر کیست در این منزل سرگردانی ؟به چه امید قدم را بگذارم در راه ؟عشق مانند هوس نیست که آسان برسدسوزنی گم شده در پهنه ی انباری کاهعاقبت قسمت من نیز ورق خواهد خوردآخر این مرثیه ها می گذرد خواه نخواه*در مورد اول من چه زدم نوشته بودم استاد کرمی عزیز گفتند هی زدم بنویسدر دو مورد دیگه خودم ش

به خیالی که تو در برکه بیفتی ناگاه

هی زدم سنگ بر این آینه ی آب ای ماه *

تیره بختیست که در وصل جدایی بکشم **

تا کی از دور نگاهت بکنم ؟ تا کی؟ آه

ترسم این است که هرگز به عزیزی نرسد ***

قصه ی غربت این یوسف افتاده به چاه

همسفر کیست در این منزل سرگردانی ؟

به چه امید قدم را بگذارم در راه ؟

عشق مانند هوس نیست که آسان برسد

سوزنی گم شده در پهنه ی انباری کاه

عاقبت قسمت من نیز ورق خواهد خورد

آخر این مرثیه ها می گذرد خواه نخواه


*در مورد اول من چه زدم نوشته بودم استاد کرمی عزیز گفتند هی زدم بنویس
در دو مورد دیگه خودم شک داشتم 
** من بچشم نوشته بودم استاد کرمی عزیز بکشم رو پیشنهاد دادن 
*** من نکشد رو نوشته بود استاد کرمی عزیز نرسد رو پیشنهاد دادن

شاعر احسان اکابری
]]>
به بوی خوش گل شب بو نمیرسد به تنت 2015-01-02T13:44:15+01:00 2015-01-02T13:44:15+01:00 tag:http://akaberi.mihanblog.com/post/174 احسان ehsan اکابری akaberi به بوی خوش گل شب بو نمیرسد به تنتکه جشنواره ی گل هاست زیر پیرهنتتمام مردم این شهر عاشقت شده اندچو شیشه عطر مگر باز کرده ای دهنت ؟تو مثل چشمه ی بلقیس * دلفریبی و منبه افتخار تو در شعر می برم سخنتبیا شبیه دو غربت نشین با هم یارتنت شود وطن من ، تنم شود وطنتبه دست باد سپردی که از تو دم نزندهمینکه خواست...سرا پا گرفت بوی تنتپریدی از سر این بام و سرنوشت اینستبه چشم خیس ببینم شکوه پر زدنتشاعر احسان اکابری* باغ زیبای چشمه بلقیس در شهرستان چرامبا تشکر از استاد خوش عمل کاشانی

به بوی خوش گل شب بو نمیرسد به تنت
که جشنواره ی گل هاست زیر پیرهنت
تمام مردم این شهر عاشقت شده اند
چو شیشه عطر مگر باز کرده ای دهنت ؟
تو مثل چشمه ی بلقیس * دلفریبی و من
به افتخار تو در شعر می برم سخنت
بیا شبیه دو غربت نشین با هم یار
تنت شود وطن من ، تنم شود وطنت
به دست باد سپردی که از تو دم نزند
همینکه خواست...
سرا پا گرفت بوی تنت
پریدی از سر این بام و سرنوشت اینست
به چشم خیس ببینم شکوه پر زدنت

شاعر احسان اکابری


* باغ زیبای چشمه بلقیس در شهرستان چرام

با تشکر از استاد خوش عمل کاشانی

]]>
تو محبوبی و از محبوب جز این انتظاری نیست 2014-12-23T19:55:17+01:00 2014-12-23T19:55:17+01:00 tag:http://akaberi.mihanblog.com/post/173 احسان ehsan اکابری akaberi چه جادو خوانده ای بر لب که در هر بار می خندی فرشته محو می گردد پری را دست می بندی نگاهت سرد مثل نیمه ی بهمن ولی هر گاه نگاهم کرده ای قلب مرا از ریشه برکندی دو دریا شور و شیرین در وجود خویشتن داری که نیمی زهری و تلخی و نیمی نوشی و قندی چه رازی هست تا بر شانه هایت تکیه ای دادم تو هم مثل برادرها مرا در چاه افکندی گره شل کرده بودی تار مویی آشکارا شد به این افسون مرا دیوانه تر کردی و خرسندی به حافظ شرح حال خویش را گفتم به زاری گفت ورای حد تقریر است شرح آ

چه جادو خوانده ای بر لب که در هر بار می خندی

فرشته محو می گردد پری را دست می بندی

نگاهت سرد مثل نیمه ی بهمن ولی هر گاه

نگاهم کرده ای قلب مرا از ریشه برکندی

دو دریا شور و شیرین در وجود خویشتن داری

که نیمی زهری و تلخی و نیمی نوشی و قندی

چه رازی هست تا بر شانه هایت تکیه ای دادم

تو هم مثل برادرها مرا در چاه افکندی

گره شل کرده بودی تار مویی آشکارا شد

به این افسون مرا دیوانه تر کردی و خرسندی

به حافظ شرح حال خویش را گفتم به زاری گفت

ورای حد تقریر است شرح آرزومندی

تو محبوبی و از محبوب جز این انتظاری نیست

میان سینه ات با مهر و الفت نیست پیوندی


شاعر احسان اکابری

]]>
مرغ اسیر 2014-11-17T06:46:29+01:00 2014-11-17T06:46:29+01:00 tag:http://akaberi.mihanblog.com/post/172 احسان ehsan اکابری akaberi من در قفس اسیر و تو در آسمان رهاتو تا افق پریدن و من محو ناکجاتلخست آنکه اوج بگیرند و بنگریاز پشت میله دیدن مرغان اشنامن ماندم و خاطره هایت که پر غمندیا راحتم کن از غم خود یا بیا بیامگذار روزگار مرا شب رقم زندمن نیستم لایق این مرگ بی صداافسوس ، قلب شیشه ایم را تباه کردآیینه بودم و نفسم را گرفت هارفتی و رفت آنچه نباید که می رسیدبر من که عاشقت شدم ای یار بی وفاشاعر احسان اکابری
من در قفس اسیر و تو در آسمان رها
تو تا افق پریدن و من محو ناکجا

تلخست آنکه اوج بگیرند و بنگری
از پشت میله دیدن مرغان اشنا

من ماندم و خاطره هایت که پر غمند
یا راحتم کن از غم خود یا بیا بیا

مگذار روزگار مرا شب رقم زند
من نیستم لایق این مرگ بی صدا

افسوس ، قلب شیشه ایم را تباه کرد
آیینه بودم و نفسم را گرفت ها

رفتی و رفت آنچه نباید که می رسید
بر من که عاشقت شدم ای یار بی وفا

شاعر احسان اکابری
]]>