به یاد پسر از دست رفته ام آقا مهدی

سه شنبه 21 اردیبهشت 1395 11:47 بعد از ظهر
طبقه بندی:اشعار احسان اکابری، 



ای در عجب از صورت تو قرص قمرها

وی داشتنِ چون تو پسر ، رَشک پدرها

در داغ تو هی خاک به سر کردم و هر بار

هی خاک به سر کردم از این خاک به سرها

تو آیت احساس خدا بودی و یک چند

از عرش فرود آمده بودی به بشرها

می نالم و سهل است که درمان نپذیرد

داغی که ز یک شهر شکسته ست کمرها

برخیز چو قُقنوس از این آتش و بُگذار

چون آینه ها محو تو باشند نظرها



احسان اکابری



پسرم پر پر شد

شنبه 18 اردیبهشت 1395 02:07 بعد از ظهر
طبقه بندی:اشعار احسان اکابری، 





مهدی عزیزم ، برادر زاده گلم در 16 اردیبهشت 95 پر پر  شد  اونم با یه مریضی ساده و سهل انگاری دکترهای ماهشهر و در ادامه اهواز که ادعا می کردند چیزیش نیست.

من ادم تنهایی هستم و خیلی سال هست جز موارد نادر با کسی رفت و آمد ندارم.
مهدی عزیز همیشه تنهاییمو که می دید میگفت عمو ناراحت نباش خودم پسرتم
هر وقت مادرم حرف ازدواج من رو پیش می کشید مهدی غیرتی می شد و میگفت پس من چی ؟ خودم پسرشم

پر پر شدن این پسر شیرین زبون و به غایت سفید با چشمان سیاه نه تنها منو و پدر و مادرش و خانوادمون که یک شهر رو عزادار کرده . دل از همه برده بود .
ممنون میشم فاتحه ای بخونید .
 

سیرم به خدا از همه کس ، گل پسرم کو ؟
گیرم همه عالم بُوَدَم ، تاج سرم کو ؟
ای شیر و شکر، قند و عسل ، ماه زمینی
از وَرطه ی اندوه تو پای گذرم کو؟
تو بال و پرم بودی و ناگاه شکستی
بعد از تو قفس باز شود ؟ بال و پرم کو ؟
بعد از تو در این باغ سَرِ گشت ندارم
آن گل که به او باز بیفتد نظرم کو ؟
گیرم که کمر راست کنم در گذر باد
آن سایه ی آرامش بر روی سرم کو ؟
تن بی تو به جان آمد و فریاد بر آورد
ای بخت ، دلم کو ؟ نفسم کو ؟ جگرم کو؟
تلخ است پدر باشی و این داغ ببینی
تلخ است پدر باشی و پرسی پسرم کو ؟

احسان اکابری 18/2/95


احسان ehsan اکابری akaberi

سلام
احسان اكابری هستم
ساكن شهر چرام
استان کهگیلویه و بویر احمد
متولد شب یلدای سال 1363
دارای مدرك كاردانی كامپیوتر

ا

گاهی دلم آنقدر می گیرد که میمیرم
بین من و تو عشق می میرد که میمیرم

....................................................

دلم را برد و با اوراق درهم باز پس آورد
نفس را سینه ی غمدیده با غم باز پس آورد

.....................................................

از اینجا می روی بی آنکه با من سر کنی یک شب
نشد نامهربان درد مرا باور کنی یک شب

.......................................................

تیغ دشمن آشکار و زهر کین ها مخفی است
خنجر نا دوستان در آستین ها مخفی است

.......................................................

به وقت دل بریدن حل مشکل ساده تر می شد
اگر عادت نمی کردیم عمری ما به عادت ها
.......................................................
دائم به یاد روی توام من ولی چه سود ؟
یادی ز من نمیکنی ای بی وفای من
روزی فرا رسد که بجوئی مرا ولی
جز سنگ روی گور نیابی به جای من

دوستان عزیز من روزانه چند بار نظرات وبلاگم رو بررسی میکنم و در سریعترین زمان ممکن جواب نظرات رو می نویسم برای همین اگر جواب نظر شمارو ننوشتم بدونید که اینترنتم قطع بوده

خلاصه وصیت نامه من
بر روی گورم نه از طایفه پدری کسی بیاد نه مادری
حتی خانواده خودمو هم نمیخوام ببینم
بعد نگید من نگفتم



آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

پیوندها

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic