تبلیغات
اشعار احسان اکابری - مطالب دی 1393

به خیالی که تو در برکه بیافتی ناگاه

دوشنبه 22 دی 1393 11:29 بعد از ظهر
طبقه بندی:اشعار احسان اکابری، 


به خیالی که تو در برکه بیفتی ناگاه

هی زدم سنگ بر این آینه ی آب ای ماه *

تیره بختیست که در وصل جدایی بکشم **

تا کی از دور نگاهت بکنم ؟ تا کی؟ آه

ترسم این است که هرگز به عزیزی نرسد ***

قصه ی غربت این یوسف افتاده به چاه

همسفر کیست در این منزل سرگردانی ؟

به چه امید قدم را بگذارم در راه ؟

عشق مانند هوس نیست که آسان برسد

سوزنی گم شده در پهنه ی انباری کاه

عاقبت قسمت من نیز ورق خواهد خورد

آخر این مرثیه ها می گذرد خواه نخواه


*در مورد اول من چه زدم نوشته بودم استاد کرمی عزیز گفتند هی زدم بنویس
در دو مورد دیگه خودم شک داشتم 
** من بچشم نوشته بودم استاد کرمی عزیز بکشم رو پیشنهاد دادن 
*** من نکشد رو نوشته بود استاد کرمی عزیز نرسد رو پیشنهاد دادن

شاعر احسان اکابری


به بوی خوش گل شب بو نمیرسد به تنت

جمعه 12 دی 1393 06:14 بعد از ظهر
طبقه بندی:اشعار احسان اکابری، 

به بوی خوش گل شب بو نمیرسد به تنت
که جشنواره ی گل هاست زیر پیرهنت
تمام مردم این شهر عاشقت شده اند
چو شیشه عطر مگر باز کرده ای دهنت ؟
تو مثل چشمه ی بلقیس * دلفریبی و من
به افتخار تو در شعر می برم سخنت
بیا شبیه دو غربت نشین با هم یار
تنت شود وطن من ، تنم شود وطنت
به دست باد سپردی که از تو دم نزند
همینکه خواست...
سرا پا گرفت بوی تنت
پریدی از سر این بام و سرنوشت اینست
به چشم خیس ببینم شکوه پر زدنت

شاعر احسان اکابری


* باغ زیبای چشمه بلقیس در شهرستان چرام

با تشکر از استاد خوش عمل کاشانی


تو محبوبی و از محبوب جز این انتظاری نیست

چهارشنبه 3 دی 1393 12:25 قبل از ظهر
طبقه بندی:اشعار احسان اکابری، 


چه جادو خوانده ای بر لب که در هر بار می خندی

فرشته محو می گردد پری را دست می بندی

نگاهت سرد مثل نیمه ی بهمن ولی هر گاه

نگاهم کرده ای قلب مرا از ریشه برکندی

دو دریا شور و شیرین در وجود خویشتن داری

که نیمی زهری و تلخی و نیمی نوشی و قندی

چه رازی هست تا بر شانه هایت تکیه ای دادم

تو هم مثل برادرها مرا در چاه افکندی

گره شل کرده بودی تار مویی آشکارا شد

به این افسون مرا دیوانه تر کردی و خرسندی

به حافظ شرح حال خویش را گفتم به زاری گفت

ورای حد تقریر است شرح آرزومندی

تو محبوبی و از محبوب جز این انتظاری نیست

میان سینه ات با مهر و الفت نیست پیوندی


شاعر احسان اکابری


احسان ehsan اکابری akaberi

سلام
احسان اكابری هستم
ساكن شهر چرام
استان کهگیلویه و بویر احمد
متولد شب یلدای سال 1363
دارای مدرك كاردانی كامپیوتر

ا

گاهی دلم آنقدر می گیرد که میمیرم
بین من و تو عشق می میرد که میمیرم

....................................................

دلم را برد و با اوراق درهم باز پس آورد
نفس را سینه ی غمدیده با غم باز پس آورد

.....................................................

از اینجا می روی بی آنکه با من سر کنی یک شب
نشد نامهربان درد مرا باور کنی یک شب

.......................................................

تیغ دشمن آشکار و زهر کین ها مخفی است
خنجر نا دوستان در آستین ها مخفی است

.......................................................

به وقت دل بریدن حل مشکل ساده تر می شد
اگر عادت نمی کردیم عمری ما به عادت ها
.......................................................
دائم به یاد روی توام من ولی چه سود ؟
یادی ز من نمیکنی ای بی وفای من
روزی فرا رسد که بجوئی مرا ولی
جز سنگ روی گور نیابی به جای من

دوستان عزیز من روزانه چند بار نظرات وبلاگم رو بررسی میکنم و در سریعترین زمان ممکن جواب نظرات رو می نویسم برای همین اگر جواب نظر شمارو ننوشتم بدونید که اینترنتم قطع بوده

خلاصه وصیت نامه من
بر روی گورم نه از طایفه پدری کسی بیاد نه مادری
حتی خانواده خودمو هم نمیخوام ببینم
بعد نگید من نگفتم



آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

پیوندها