یه روز میاد که آخرش نگا کنی توی چشام

چهارشنبه 22 آبان 1392 02:23 بعد از ظهر
طبقه بندی:ترانه، 


یه روز میاد که آخرش نگا کنی توی چشام

با دیدن تو میشکنن بغض تموم لحظه هام

توی زمین و آسمون میون هرچی خواستنی

خدا اگه بهم بگه چیزی بخوا تورو می خوام

هم خنده از لبم پرید هم گریمو کسی ندید

یه غم نشسته تو دلم یه غم نشسته تو صدام

همپای چشم خیس من بیرون داره بارون میاد

از همه چی دلم پره بیا قدم بزن باهام

قدم بزن که بشکنه بغض من و سکوت من

میون کوچه کوچه ها که دوره گردی آشنام

منتظرم که آخرش یه روز بیاد که زندگیم

با دست مهربون تو قفس رو وا کنه برام


احسان اکابری


از زندگی همیشه نشانی نداشته ست

پنجشنبه 16 آبان 1392 09:13 بعد از ظهر
طبقه بندی:اشعار احسان اکابری، 

از زندگی همیشه نشانی نداشته ست

تقویم من که فصل جوانی نداشته ست

مثل پرنده ای که قفس زادگاه اوست

تا چشم کرده باز جهانی نداشته ست

مردم بر آرزوی دلم خنده می زنند

چون حاتمی که غصه ی نانی نداشته ست

نازم کویر تشنه که از روز اولین

بر سینه غیر ریگ روانی نداشته ست

حیران مشو که بی تو چرا جان نمی دهم

این پیکر نحیف که جانی نداشته ست

از من مخواه درد خودم بازگو کنم

آئینه از قدیم زبانی نداشته ست


شاعر احسان اکابری


نظرات دوستانم در سایت پرسی زبان (کلیک کنید)






در باطن از فرشته و در ظاهر از پری

چهارشنبه 8 آبان 1392 11:21 بعد از ظهر
طبقه بندی:اشعار احسان اکابری، 


در باطن از فرشته و در ظاهر از پری

بانوی من به جلوه و افسونگری سری

می خواهم اعتراف کنم عاشقت شدم

هرچند دل سپرده ی افسون دیگری

می ترسم آنکه روح من از تن جدا شود

وقتی به چشم خیره به این سوی بنگری

دل می بری به عشوه ز من بسكه با كلاس

لم می دهی به صندلی و قهوه می خوری

این روزها هوای دلت سخت ابری است

این روزها که خیره به دیواری و دری

غم می خوری و با تو به جان درد می کشم

داری مرا به ورطه ی اندوه می بری

نشکن به زیر اینهمه غم تا که نشکنم

سرباز لشکر توام ای میر لشکری


شاعر احسان اکابری









احسان ehsan اکابری akaberi

سلام
احسان اكابری هستم
ساكن شهر چرام
استان کهگیلویه و بویر احمد
متولد شب یلدای سال 1363
دارای مدرك كاردانی كامپیوتر

ا

گاهی دلم آنقدر می گیرد که میمیرم
بین من و تو عشق می میرد که میمیرم

....................................................

دلم را برد و با اوراق درهم باز پس آورد
نفس را سینه ی غمدیده با غم باز پس آورد

.....................................................

از اینجا می روی بی آنکه با من سر کنی یک شب
نشد نامهربان درد مرا باور کنی یک شب

.......................................................

تیغ دشمن آشکار و زهر کین ها مخفی است
خنجر نا دوستان در آستین ها مخفی است

.......................................................

به وقت دل بریدن حل مشکل ساده تر می شد
اگر عادت نمی کردیم عمری ما به عادت ها
.......................................................
دائم به یاد روی توام من ولی چه سود ؟
یادی ز من نمیکنی ای بی وفای من
روزی فرا رسد که بجوئی مرا ولی
جز سنگ روی گور نیابی به جای من

دوستان عزیز من روزانه چند بار نظرات وبلاگم رو بررسی میکنم و در سریعترین زمان ممکن جواب نظرات رو می نویسم برای همین اگر جواب نظر شمارو ننوشتم بدونید که اینترنتم قطع بوده

خلاصه وصیت نامه من
بر روی گورم نه از طایفه پدری کسی بیاد نه مادری
حتی خانواده خودمو هم نمیخوام ببینم
بعد نگید من نگفتم



آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

پیوندها

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic