شمع بودم سوختم این دود ، آه آخر است

جمعه 17 آذر 1391 12:28 بعد از ظهر
طبقه بندی:اشعار احسان اکابری، 



خطر از بیخ گوشمان گذشت

از اداره اومدم خونه تا خونه رو گاز گرفته

نزدیک بود حلوا گیرتون بیاد خدا نخواست

شانس آوردم که عادت ندارم اول چراغ رو روشن کنم




 امروز ( 18/12/91 )خبردار شدم که این شعرم در ماندگار دیلی یکی از روزنامه های صبح افغانستان چاپ شده
 ( سال چهارم / شمارة یکهزار و سیزدهم / سه شنبه 15 اسفند/ حوت 1391 / 05 مارچ 2013 )
برای قدردانی از مسئولان این روزنامه همین شماره ای که شعرم در اون درج شده رو میذارم برای دانلود


شمع بودم سوختم این دود ، آه آخر است


صبح شد برخیز ای جان، ایستگاه آخر است 


زندگی هر روز دارد سمت پیری می رود


مردن ما انتخابی نیست ، راه آخر است


سیب را از شاخه چیدم شرم آمد توبه را


بسکه با هر گاز گفتم این گناه آخر است


درد دوری از وطن با اهل غربت آشناست

روی بر گردان مسافر این نگاه آخر است


تلخی زخم زبان ها قسمت بازنده هاست


عبرت تاریخ ها بر دوش شاه آخر است


گاه دنیا را خطایی ساده بر هم می زند


گاه بار اولین هم ، اشتباه آخر است


شاعر احسان اکابری








لبخند ها هرگز ملاک شاد بودن نیست

سه شنبه 7 آذر 1391 01:44 قبل از ظهر
طبقه بندی:اشعار احسان اکابری، 


لبخند ها هرگز ملاک شاد بودن نیست

هر تیشه ای بر دوش از فرهاد بودن نیست

هر جا که باشی منطق آیینه ها این است

در چشم بودن معنی در یاد بودن نیست

ای در قفس افتاده ، افسوس چه را داری؟

بیرون از اینجا درد ما آزاد بودن نیست

از عشق دیگر هر چه می گویند افسون است

آوارگی جز طالع بر باد بودن نیست

هر کس نداند لطفعلی خان خوب می داند

در جنگ پیروزی به پر تعداد بودن نیست

ای سرنوشت شوم ، جام شوکرانت کو ؟

این خانه دیگر در خور آباد بودن نیست


شاعر احسان اکابری



احسان ehsan اکابری akaberi

سلام
احسان اكابری هستم
ساكن شهر چرام
استان کهگیلویه و بویر احمد
متولد شب یلدای سال 1363
دارای مدرك كاردانی كامپیوتر

ا

گاهی دلم آنقدر می گیرد که میمیرم
بین من و تو عشق می میرد که میمیرم

....................................................

دلم را برد و با اوراق درهم باز پس آورد
نفس را سینه ی غمدیده با غم باز پس آورد

.....................................................

از اینجا می روی بی آنکه با من سر کنی یک شب
نشد نامهربان درد مرا باور کنی یک شب

.......................................................

تیغ دشمن آشکار و زهر کین ها مخفی است
خنجر نا دوستان در آستین ها مخفی است

.......................................................

به وقت دل بریدن حل مشکل ساده تر می شد
اگر عادت نمی کردیم عمری ما به عادت ها
.......................................................
دائم به یاد روی توام من ولی چه سود ؟
یادی ز من نمیکنی ای بی وفای من
روزی فرا رسد که بجوئی مرا ولی
جز سنگ روی گور نیابی به جای من

دوستان عزیز من روزانه چند بار نظرات وبلاگم رو بررسی میکنم و در سریعترین زمان ممکن جواب نظرات رو می نویسم برای همین اگر جواب نظر شمارو ننوشتم بدونید که اینترنتم قطع بوده

خلاصه وصیت نامه من
بر روی گورم نه از طایفه پدری کسی بیاد نه مادری
حتی خانواده خودمو هم نمیخوام ببینم
بعد نگید من نگفتم



آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

پیوندها

ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو