به موی ، شانه کشیدی دلم به تاب افتاد

دوباره عشق به جان من خراب افتاد

کنار آینه رفتی ، نگاه آینه  هم

تو را که دید ، دهانش تمام آب افتاد

به روز خلقت تو آسمان به زیر آمد

به پیش پای تو یکباره آفتاب افتاد

کنار پنجره رفتی و باغ مستت شد

درون هر رگ انگور پیچ و تاب افتاد

نسیم بوی تو را با خودش به هر جا برد

جهان به لرزه در آمد ، به انقلاب افتاد


احسان اکابری