این شعر رو امروز دومین بار هست که ارسال میکنم

ظاهرا میهن بلاگ غیرتی شده شعرم رو خودسرانه پاک میکنه


سب ولی نشسته به روی زبان تو

دریا منزه است از آب دهان تو

مثل مگس ندیدن توعیب غنچه نیست

وقتی نجاست است تمام جهان تو

می خواستی به ظن خودت بی بها کنی

خورشید لکه دار نشد با گمان تو

شاهین که هیچ ، نام تو سیمرغ هم شود

هرگز به گرد ما نرسد آسمان تو

این چند روزه نشر اکاذیب کرده اند

سگ برتر است از تو و از دوستان تو

باید فقط به دست مگس کش سپرد تا

یک کس نماند از همه ی دودمان تو


شاعر احسان اکابری