ای حجت زمانه (عج) ، زمانه چه بد شده ست

یک تکه ابر بین من و نور سد شده ست

آمد زمانه ای که فقط خار قیمتی ست

هر کس که بی حیاست گل سر سبد شده ست

                                 بعد از عبور جمعه فراموش می شوی

یادت همیشه غرقه ی این جزر و مد شده ست

دنیا میان لجه ی خون غوطه می خورد

انسان به زیر پای هوسها لگد شده ست

قربان چشم خیس تو گردم که ابر نیز

با یاد گریه های تو از کوچه رد شده ست

چشم تو قادر است که شق القمر کند

با شیوه ای که گوشه ی چشمت بلد شده ست

پنهان نمی کنم که در این انتظار سبز

دور از تو حال  و روز دلم باز بد شده ست


شاعر احسان اکابری


نظرات دوستانم رو درسایت  شعر نو بخوانید

 نظرات دوستانم رو در سایت پارسی زبانان بخوانید


( به رسم یادگاری تقدیم به خواهرم طلبه کوچک)

http://14ayneyehagh.blogfa.com/


ای حجت زمانه (عج) ، زمانه چه بد شده ست
ریزش نموده کوه ، نیا ، راه سد شده ست
آمد زمانه ای که فقط خار قیمتی ست
هر کس که بی حیاست گل سر سبد شده ست
هم نان عشق می خورم و هم کباب غیر
دل راه آن که سیخ نسوزد بلد شده ست
قرآن به روی طاقچه ها خاک می خورد
من منتظر که باز ببینم نود شده ست ؟ 
بعد از گذشت جمعه فراموش می شوی
یادت همیشه غرقه ی این جزر و مد شده ست 
شاید فقط برای تو فرصت نمی کنیم
غیر از تو هر که آمده از گیت رد شده ست
عشق تو را به قیمت یک نان فروختم
میبینی آنکه دم ز تو می زد چه بد شده ست ؟
دل خوش نکن به ندبه ی هر جمعه خواندنم
دین هم برای حجله ی دنیا نمد شده ست

و

ای حجت زمانه(عج) ، زمانه چه بد شده ست
یک تکه ابر بین من و نور سد شده ست
دیگر برای غنچه سری تب نمی کند
در خانه ای که خار گل سرسبد شده ست
قران به روی طاقچه ها خاک می خورد
من منتظر که باز ببینم نود شده ست
بعد از گذشت جمعه فراموش می شوی
یادت همیشه غرقه ی این جزر و مد شده ست
دنیا میان لجه ی خون غوطه می خو
رد
انسان به زیر پای هوسها لگد شده ست
تا آفتاب عدل تو از شرق رو کند
از ایستگاه عشق چه ایکاش رد شده ست
پنهان نمی کنم که در این انتظار تلخ
حال دل شکسته ی من باز بد شده ست