اینجا نگاه دوستان لبریز شک هاست

سرهای خیس از اشکها روی تشک هاست

دورند از هم مردمان این زمانه

این عصر عصر دزدی و دوز و کلک هاست

جایی که نی را گرگ وحشی می نوازد

دیگر چه لطفی در صدای نی لبک هاست

اینجا فراموشی ست رسم زندگانی

اینجا یقینی نیست تنها وهم و شک هاست

تا سینه ها از کینه ها لبریز باشد

آیا کسی چشم انتظار قاصدک هاست ؟

تنها فقط از زندگی نامی بجا ماند

این سفره هم نان خورشتش از کپک هاست


شاعر احسان اکابری